X
تبلیغات
رایتل
 
حرفای ناگفته
صفحه نخست             نسخه موبایل            عناوین مطالب            تماس با من
یکشنبه 21 خرداد‌ماه سال 1391 :: 21:45 ::  نویسنده : Gharibe

   اینا همش توصیف حالمه! دااغوووون،خراااب.می دونی چه حسیه؟حسی که از رو بیکاری بهت دست میده.عوارض بیکاریه.هزار جور فکر و خیال میاد به ذهنت.

من آدمی بودم که یه زمانی همش نیمه ی خالیه لیوان رو نگاه می کردم.اما یه روز تصمیم گرفتم که عینک بدبینی رو کنار بزارمو خوشبین باشم.اما خیلی سخته خیلی.مثل این میمونه که بخوای یه آدم معتاد رو ترک بدی.

البته روزای اول ترکم خیلی راحت به همه ی قضایا مثبت نگاه می کردم اما چند روز که گذشت هی سخت و سخت تر شد.

دلم یه دارویی می خواد که توو دوران ترکم بهم بدن تا یکم آرومم کنه .مثلا یه آهنگی که بترکونه.مثل آهنگی که قراره شادمهر بده بیرون.اسمش "انتخاب".تیزرشو دیدم موو به تنم سیخ شد،وای به حال اینکه کل آهنگشو بشنوم.